حضرت محمد (ص) :محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است، اگر چه اندك باشد. نهج الفصاحه ص۱۶۷،ح ۷۳
شهادت امام جعفر صادق (ع)را به عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم.
j

بسم الله الرحمن الرحیم   

  

 مختصری از زندگانى‌ حضرت امام صادق (ع)

 نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)
کنیه: ابو عبداللّه لقب: صادق
پدر: حضرت محمد بن على (ع)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر
تاریخ ولادت: یکشنبه ۱۷ ربیع الاول ، سال ۸۳ هجرى
مکان ولادت: مدینه مدت عمر مبارک : ۶۵ سال
علت شهادت: مسمومیت قاتل ملعون: منصور دوانیقى (خلیفه عباسى)
زمان شهادت: یکشنبه ۲۵ شوال ، سال ۱۴۸ هجرى
مدفن مطهر: قـبـر شریفش در قبرستان بقیع (واقع در مدینه منوره) در کنار قبر پدر و جدّ و عمویش امام حسن مجتبى (علیه السلام) مى باشد.

ـ ولادت امام و نامگذاری
امام جعفر صادق، امام ششم شيعيان، در هفدهم ربيع الاول سال ۸۳ هجری قمری در مدينه متولد گرديد. کنيه ايشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروة است.


کنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نیز کنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه ذکر کرده ‏اند. کنیه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و این کنیه از دیگر کنیه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گوید: برخى کنیه آن حضرت را ابو اسماعیل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نیز در کتاب مناقب می ‏گوید: آن حضرت مکنى به ابو عبد الله و ابو اسماعیل و کنیه خاص وى ابو موسى بوده است.

ـ لقب امام صادق (ع)
آن حضرت القاب چندى داشت که مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا که وى در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.

حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ ۱۲ سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربيت اوليه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چينى‌ کرده‌ است‌ .

پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ ۱۹ سال‌ نيز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگى‌ کرد و با اين‌ ترتيب‌ ۳۱ سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود که‌ هر يک‌ از آنان‌ در زمان‌ خويش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فيض‌ کسب‌ نور مى‌نمودند گذرانيد .
بنابراين‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ که‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد ، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد که‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذکاوت‌ بسيار ، به‌ حد کمال‌ علم‌ و ادب‌ رسيد و در عصر خود بزرگترين‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گرديد .
پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ ۳۴ سال‌ نيز دوره‌ امامت‌ او بود که‌ در اين‌ مدت‌ “مکتب‌ جعفرى‌” را پايه‌ريزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شريعت‌ محمدى‌ ( ص‌ ) گرديد .

  ـ جنبش‌ علمى‌

اختلافات‌ سياسى‌ بين‌ امويان‌ و عباسيان‌ و تقسيم‌ شدن‌ اسلام‌ به‌ فرقه‌هاى‌ مختلف‌و ظ‌هور عقايد مادى‌ و نفوذ فلسفه‌ يونان‌ در کشورهاى‌ اسلامى‌ ، موجب‌ پيدايش‌ يک‌ نهضت‌ علمى‌ گرديد . نهضتى‌ که‌ پايه‌هاى‌ آن‌ بر حقايق‌ مسلم‌ استوار بود .

چنين‌ نهضتى‌ لازم‌ بود ، تا هم‌ حقايق‌ دينى‌ را از ميان‌ خرافات‌ و موهومات‌ و احاديث‌ جعلى‌ بيرون‌ کشد و هم‌ در برابر زنديقها و ماديها با نيروى‌ منطق‌ و قدرت‌ استدلال‌ مقاومت‌ کند و آراى‌ سست‌ آنها را محکوم‌ سازد . گفتگوهاى‌ علمى‌ و مناظ‌رات‌ آن‌ حضرت‌ با افراد دهرى‌ و مادى‌ مانند “ابن‌ ابى‌ العوجاء” و “ابو شاکر ديصانى‌” و حتى‌ “ابن‌ مقفع‌” معروف‌ است‌ .
به‌ وجود آمدن‌ چنين‌ نهضت‌ علمى‌ در محيط آشفته‌ و تاريک‌ آن‌ عصر ، کار هر کسى‌ نبود ، فقط کسى‌ شايسته‌ اين‌ مقام‌ بزرگ‌ بود که‌ مأموريت‌ الهى‌ داشته‌ باشد و از جانب‌ خداوند پشتيبانى‌ شود ، تا بتواند به‌ نيروى‌ الهام‌ و پاکى‌ نفس‌ و تقوا وجود خود را به‌ مبدأ غيب‌ ارتباط دهد ، حقايق‌ علمى‌ را از درياى‌ بيکران‌ علم‌ الهى‌ به‌ دست‌ آورد ، و در دسترس‌ استفاده‌ گوهرشناسان‌ حقيقت‌ قرار دهد .
تنها وجود گرامى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مى‌توانست‌ چنين‌ مقامى‌ داشته‌ باشد ، تنها امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) بود که‌ با کناره‌گيرى‌ از سياست‌ و جنجالهاى‌ سياسى‌ از آغاز امامت‌ در نشر معارف‌ اسلام‌ و گسترش‌ قوانين‌ و احاديث‌ راستين‌ دين‌ مبين‌ و تبليغ‌ احکام‌ و تعليم‌ و تربيت‌ مسلمانان‌ کمر همت‌ بر ميان‌ بست‌ .
زمان‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در حقيقت‌ عصر طلايى‌ دانش‌ و ترويج‌ احکام‌ و تربيت‌ شاگردانى‌ بود که‌ هر يک‌ مشعل‌ نورانى‌ علم‌ را به‌ گوشه‌ و کنار بردند و در “خودشناسى‌” و “خداشناسى‌” مانند استاد بزرگ‌ و امام‌ بزرگوار خود در هدايت‌ مردم‌ کوشيدند .
در همين‌ دوران‌ درخشان‌ – در برابر فلسفه‌ يونان‌ – کلام‌ و حکمت‌ اسلامى‌ رشد کرد و فلاسفه‌ و حکماى‌ بزرگى‌ در اسلام‌ پرورش‌ يافتند . همزمان‌ با نهضت‌ علمى‌ و پيشرفت‌ دانش‌ بوسيله‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) در مدينه‌ ، منصور خليفه‌ عباسى‌ که‌ از راه‌ کينه‌ و حسد ، به‌ فکر ايجاد مکتب‌ ديگرى‌ افتاد که‌ هم‌ بتواند در برابر مکتب‌ جعفرى‌ استقلال‌ علمى‌ داشته‌ باشد و هم‌ مردم‌ را سرگرم‌ نمايد و از خوشه‌چينى‌ از محضر امام‌ ( ع‌ ) بازدارد .
بدين‌ جهت‌ منصور مدرسه‌اى‌ در محله‌ “کرخ‌” بغداد تأسيس‌ نمود . منصور در اين‌ مدرسه‌ از وجود ابو حنيفه‌ در مسائل‌ فقهى‌ استفاده‌ نمود و کتب‌ علمى‌ و فلسفى‌ را هم‌ دستور داد از هند و يونان‌ آوردند و ترجمه‌ نمودند ، و نيز مالک‌ را – که‌ رئيس‌ فرقه‌ مالکى‌ است‌ – بر مسند فقه‌ نشاند ، ولى‌ اين‌ مکتبها نتوانستند وظ‌يفه‌ ارشاد خود را چنانکه‌ بايد انجام‌ دهند .
امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) مسائل‌ فقهى‌ و علمى‌ و کلامى‌ را که‌ پراکنده‌ بود ، به‌ صورت‌ منظم‌ درآورد ، و در هر رشته‌ از علوم‌ و فنون‌ شاگردان‌ زيادى‌ تربيت‌ فرمود که‌ باعث‌ گسترش‌ معارف‌ اسلامى‌ در جهان‌ گرديد . دانش‌گسترى‌ امام‌ ( ع‌ ) در رشته‌هاى‌ مختلف‌ فقه‌ ، فلسفه‌ و کلام‌ ، علوم‌ طبيعى‌ و … آغاز شد . فقه‌ جعفرى‌ همان‌ فقه‌ محمدى‌ يا دستورهاى‌ دينى‌ است‌ که‌ از سوى‌ خدا به‌ پيغمبر بزرگوارش‌ از طريق‌ قرآن‌ و وحى‌ رسيده‌ است‌ .
بر خلاف‌ ساير فرقه‌ها که‌ بر مبناى‌ عقيده‌ و رأى‌ و نظر خود مطالبى‌ را کم‌ يا زياد مى‌کردند ، فقه‌ جعفرى‌ توضيح‌ و بيان‌ همان‌ اصول‌ و فروعى‌ بود که‌ در مکتب‌ اسلام‌ از آغاز مطرح‌ بوده‌ است‌ .

 ابو حنيفه‌ رئيس‌ فرقه‌ حنفى‌ درباره‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) گفت‌ : من‌ فقيه‌تر از جعفرالصادق‌ کسى‌ را نديده‌ام‌ و نمى‌شناسم‌ . فتواى‌ بزرگترين‌ فقيه‌ جهان‌ تسنن‌ شيخ‌ محمد شلتوت‌ رئيس‌ دانشگاه‌ الازهر مصر که‌ با کمال‌ صراحت‌ عمل‌ به‌ فقه‌ جعفرى‌ را مانند مذاهب‌ ديگر اهل‌ سنت‌ جايز دانست‌ – در روزگار ما – خود اعترافى‌ است‌ بر استوارى‌ فقه‌ جعفرى‌ و حتى‌ برترى‌ آن‌ بر مذاهب‌ ديگر. و اينها نتيجه‌ کار و عمل‌ آن‌ روز امام‌ صادق‌( ع‌ ) است‌ .
در رشته‌ فلسفه‌ و حکمت‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) هميشه‌ با اصحاب‌ و حتى‌ کسانى‌ که‌ از دين‌ و اعتقاد به‌ خدا دور بودند مناظ‌راتى‌ داشته‌ است‌ . نمونه‌اى‌ از بيانات‌ امام‌ ( ع‌ ) که‌ در اثبات‌ وجود خداوند حکيم‌ است‌ ، به‌ يکى‌ از شاگردان‌ واصحاب‌ خود به‌ نام‌ “مفضل‌ بن‌ عمر” فرمود که‌ در کتابى‌ به‌ نام‌ “توحيد مفضل‌” هم‌ اکنون‌ در دست‌ است‌ .
مناظ‌رات‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) با طبيب‌ هندى‌ که‌ موضوع‌ کتاب‌ “اهليلجه‌” است‌ نيز نکات‌ حکمت‌آموز بسيارى‌ دارد که‌ گوشه‌اى‌ از درياى‌ بيکران‌ علم‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . براى‌ شناسايى‌ استاد معمولا دو راه‌ داريم‌ ، يکى‌ شناختن‌ آثار و کلمات‌ او ، دوم‌ شناختن‌ شاگردان‌ و تربيت‌شدگان‌ مکتبش‌ .
کلمات‌ و آثار و احاديث‌ زيادى‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) نقل‌ شده‌ است‌ که‌ ما حتى‌ قطره‌اى‌ از دريا را نمى‌توانيم‌ به‌ دست‌ دهيم‌ مگر “نمى‌ از يمى‌” . اما شاگردان‌ آن‌ حضرت‌ هم‌ بيش‌ از چهار هزار بوده‌اند ، يکى‌ از آنها “جابر بن‌ حيان‌” است‌ . جابر از مردم‌ خراسان‌ بود .
 پدرش‌ در طوس‌ به‌ داروفروشى‌ مشغول‌ بود که‌ به‌ وسيله‌ طرفداران‌ بنى‌ اميه‌ به‌ قتل‌ رسيد . جابر بن‌ حيان‌ پس‌ از قتل‌ پدرش‌ به‌ مدينه‌ آمد . ابتدا در نزد امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و سپس‌ در نزد امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) شاگردى‌ کرد . جابر يکى‌ از افراد عجيب‌ روزگار و از نوابغ‌ بزرگ‌ جهان‌ اسلام‌ است‌ .
در تمام‌ علوم‌ و فنون‌ مخصوصا در علم‌ شيمى‌ تأليفات‌ زيادى‌ دارد ، و در رساله‌هاى‌ خود همه‌ جا نقل‌ مى‌کند که‌ ( جعفر بن‌ محمد ) به‌ من‌ چنين‌ گفت‌ يا تعليم‌ داد يا حديث‌ کرد . از اکتشافات‌ او اسيد ازتيک‌ ( تيزآب‌ ) و تيزاب‌ سلطانى‌ و الکل‌ است‌ .وى‌ چند فلز و شبه‌ فلز را در زمان‌ خود کشف‌ کرد . در دوران‌ “رنسانس‌ اروپا” در حدود ۳۰٫ رساله‌ از جابر به‌ زبان‌ آلمانى‌ چاپ‌ و ترجمه‌ شده‌ که‌ در کتابخانه‌هاى‌ برلين‌ و پاريس‌ ضبط است‌ .
حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در سال‌ ۱۴۸ هجرى‌ مسموم‌ و در قبرستان‌ بقيع‌ در مدينه‌ مدفون‌ شد . عمر شريفش‌ در اين‌ هنگام‌ ۶۵ سال‌ بود . از جهت‌ اينکه‌ عمر بيشترى‌ نصيب‌ ايشان‌ شده‌ است‌ به‌ “شيخ‌ الائمه‌” موسوم‌ است‌ .
حضرت‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌ .پس‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ کاظ‌م‌ ( ع‌ ) منتقل‌ گرديد .ديگر از فرزندان‌ آن‌ حضرت‌ اسمعيل‌ است‌ که‌ بزرگترين‌ فرزند امام‌ بوده‌ و پيش‌ از وفات‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) از دنيا رفته‌ است‌ . طايفه‌ اسماعيليه‌ به‌ امامت‌ وى‌ قائلند .


 ـ خلق‌ و خوى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع)
حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مانند پدران‌ بزرگوار خود در کليه‌ صفات‌ نيکو و سجاياى‌ اخلاقى‌ سرآمد روزگار بود . حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) داراى‌ قلبى‌ روشن‌ به‌ نور الهى‌ و در احسان‌ و انفاق‌ به‌ نيازمندان‌ مانند اجداد خود بود . داراى‌ حکمت‌ و علم‌ وسيع‌ و نفوذ کلام‌ و قدرت‌ بيان‌ بود .
با کمال‌ تواضع‌ و در عين‌ حال‌ با نهايت‌ مناعت‌ طبع‌ کارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد ، و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بيل‌ به‌ دست‌ گرفته‌ ، در مزرعه‌ خود کشاورزى‌ مى‌کرد و مى‌فرمود : اگر در اين‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ کنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود ، زيرا به‌ کد يمين‌ و عرق‌ جبين‌ آذوقه‌ و معيشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمين‌ مى‌نمايم‌ .
ابن‌ خلکان‌ مى‌نويسد : امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يکى‌ از ائمه‌ دوازده‌گانه‌ مذهب‌ اماميه‌ و از سادات‌ اهل‌ بيت‌ رسالت‌ است‌ .

 از اين‌ جهت‌ به‌ وى‌ صادق‌ مى‌گفتند که‌ هر چه‌ مى‌گفت‌ راست‌ و درست‌ بود و فضيلت‌ او مشهورتر از آن‌ است‌ که‌ گفته‌ شود . مالک‌ مى‌گويد : با حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) سفرى‌ به‌ حج‌ رفتم‌ ، چون‌ شترش‌ به‌ محل‌ احرام‌ رسيد ، امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) حالش‌ تغيير کرد ، نزديک‌ بود از مرکب‌ بيفتد و هر چه‌ مى‌خواست‌ لبيک‌ بگويد ، صدا در گلويش‌ گير مى‌کرد . به‌ او گفتم‌ : اى‌ پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويى‌ لبيک‌ ، در جوابم‌ فرمود : چگونه‌ جسارت‌ کنم‌ و بگويم‌ لبيک‌ ، مى‌ترسم‌ خداوند در جوابم‌ بگويد : لا لبيک‌ ولا سعديک‌ .

 ـ فضايل امام جعفر صادق (ع)
مناقب آن حضرت بسيار است که به اقتصار از آنها ياد مى‏کنيم. فضايل امام صادق بيش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هيچ چشمی نديده، هيچ گوشی نشنيده و در هيچ قلبی خطور نکرده است.» از ابوحنيفه نيز اين جمله مشهور است که گفت: «ما رأيت افقه من جعفر بن محمد» يعني: «از جعفر بن محمد، فقيه تر نديدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنويم ضريس می گويد: امام صادق در اين آية شريفة: کل شيء هالک الا وجهه، يعني: «هر چيز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی يوتی الله منهم» يعنی «ماييم آيينه ای که خداوند از آن آيينه شناخته می شود.» بنابراين امام صادق (ع) فرموده است او آيينه ذات حق تعالی است.
شيخ مفيد در ارشاد مى‏ نويسد: علومى که از آن حضرت نقل کرده‏ اند به اندازه ‏اى است که ره توشه کاروانيان شد و نامش در همه جا انتشار يافت. دانشمندان در بين ائمه (ع) بيشترين نقل ها را از امام صادق روايت کرده ‏اند. هيچ يک از اهل آثار و راويان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده ‏اند از ديگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راويان موثق آن حضرت را جمع کرده ‏اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقيده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.
بيشترين حجم روايات، احاديثی است که از امام صادق (ع) نقل شده است، اهميت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به ميزانی است که شيعه به ايشان منسوب شده است: “شيعه جعفري”. کمتر مسئله دينی (اْعم از اعتقادي، اخلاقی و فقهي) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. کثرت روايات منقول از امام صادق (ع) به دو دليل است:
يکی اينکه از ديگر ائمه عمر بيشتری نصيب ايشان شد و ايشان با شصت و پنج سال عمر شيخ الائمه محسوب می شود (۱۴۸ – ۸۳ هجري) ، و ديگری که به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حيات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. امام با حسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسی به بسط و اشاعه معارف دينی همت می گمارد. گسترش زائد الوصف سرزمين اسلامی و مواجهه اسلام و تشيع با افکار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهی به تبيين، تقويت و تعميق “هويت مذهبی تشيع” پرداخت. از عصر جعفری است که شيعه در عرصه های گوناگون کلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل می شود. عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است که ائمه مذاهب ديگر اسلامی از قبيل ابوحنيفه و مالک خود را نيازمند به استفاده از جلسه درس او می يابند. مناظرات عالمانه او با ارباب ديگر اديان و عقايد نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهميت اين جهاد فرهنگی امام صادق (ع) کمتر از قيام خونين سيد الشهداء (ع) نيست.

ـ امام وفقه اسلامي
فقه شيعه اماميه که به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احکام فقه اسلامی بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هيچ يک از (ائمه) اهل بيت عليهم السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامی راويان ثقه که از او روايت کرده اند به ۴۰۰۰ شخص بالغ دانسته اند.
در نيمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنيفه و امام مالک بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفيان شوری و شعبه بن الحجاج و سليمان بن مهران اعمش ظهور کردند. در اين دوره است که فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شکوفايی حديث و ظهور مسائل و مباحث کلامی مهم در بصره و کوفه بوده است.
حضرت صادق (ع) در اين دوره در محيط مدينه که محل ظهور تابعين ومحدثان و راويان و فقهای بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعيان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ی آن عصر بودند بلکه او تنها از يک طريق که اعلاء و اوثق طرق بود نقل می کرد و آن همان از طريق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علی بن الحسين (ع) و او از پدرش حسين بن علی (ع) و او از پدرش علی بن ابيطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و اين ائمه بزرگوار در مواردی که روايتی از آباء طاهرين خود نداشته باشند خود منبع فياض مستقيم احکام الهی هستند.

ـ آثار امام صادق (ع) 

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقيم خود ايشان نيست و غالبا املای امام (ع) يا بازنوشت بعدی مجالس ايشان است. بعضی از آثار نيز منصوب است و قطعی الصدور نيست.
۱ ـ از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غير از نجاشی رجالي) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است که تنها تصنيفی که امام به دست خود نوشته اند همين اثر است.
۲ ـ رساله ای که شيخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روايت کرده است شامل مباحث فقه و کلام .
۳ ـ کتاب معروف به توحيد مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهريه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.
۴ ـ کتاب الاهليلجه که آن نيز روايت مفضل بن عمر است و همانند توحيد مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.
۵ ـ مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شيعه از جمله مجلسي،‌ صاحب وسايل (حرعاملي) و صاحب رياض العلما، صدور آن را از ناحيه حضرت رد کرده اند.
۶ ـ رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب که کلينی در اول روضه کافی به سندش از اسماعيل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.
۷ ـ  رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.
۸ ـ  بعضی رسائل که جابربن حيان کوفی از امام (ع) نقل کرده است.
۹ ـ کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.
۱۰ ـ چندين فقره از وصايای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی کاظم (ع) سفيان شوري،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصري،‌ که در حليه الاولياء و تحف العقول ثبت گرديده اس
همچنین ادعیه امام صادق (علیه السلام) (الصحیفة الصادقیة و الصادصیة الجامعة): مجموعه ادعیه معتبره ای است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (علیهما السلام) در کتب روایی شیعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بیستمین سالگرد تأسیس دانشگاه همزمان با میلاد مسعود نبی اکرم اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) منتشر کرده است.

  ـ دوران قبل از امامت

در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعاليتهای پدر خويش در نشر معارف دينی و تربيت شاگردان وفا دار و با بصيرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولايت فرزندش جعفر صادق تصريح فرموده و شيعيان را پس از خودش به پيروی از او فرا می خواند. لذا احاديث، زيادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.
امام صادق در سال ۱۱۴ هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن ۳۱ سالگی به امامت رسيد. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امويان که در سال ۱۳۲ به عمر آن پايان داده شد و اوايل حکومت عباسيان.

ـ اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت

در آغاز امامت حضرت افرادی از شيعيان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ايشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشيدند آنها را به قبول راه صحيح وادار سازند و دراين زمينه به اذن خداوند معجزاتی نيز انجام دادند.
دوران امام جعفر صادق در ميان ديگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرايط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هيچ يک از امامان وجود نداشته است و اين به دليل ضعف بنی اميه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.
اين دو سلسله مدتها در حال مبارزه با يکديگر بودند که اين مبارزه در سال ۱۲۹ هجری وارد مبارزه مسلحانه و عمليات نظامی گرديد.
اين کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی اميه و بنی عباس کمتر به امامان و فعاليتشان باشد، از اين رو اين دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شيعيان و فرصت بسيار خوبی برای فعاليت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.

ـ جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت

عصر آن حضرت همچنين عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا ديگر چنين فرصتی پيش نيامده بود تا معارف اصيل اسلامی ترويج گردد، بخصوص که قانون منع حديث و فشار حُکّام اموی باعث تشديد اين وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنة هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.
امام صادق با توجه به فرصت مناسب سياسی و نياز شديد جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسيع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربيت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفي، محمد بن مسلم ثقفي، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حيان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.
ابوحنيفه رئيس يکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ايشان بود و خودش به اين موضوع افتخار کرده است.
امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دين و حقانيت تشيع و نشر معارف صحيح اسلام استفاده می برد. مناظرات زيادی نيز در همين موضوعات ميان ايشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذيرفت که طی آنها با استدلال های متين و استوار، پوچی عقايد آنها و برتری اسلام ثابت می شد.
همچنين در حوزه فقه و احکام نيز توسط ايشان فعاليت زيادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جديدی در اين بستر گشوده شد که تاکنون نيز به راه خود ادامه داده است.
بدين ترتيب، شرايطی مناسب پيش آمد و معارف اسلامی بيش از هر وقت ديگر از طريق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بيشترين احاديث شيعه در تمام زمينه ها از امام صادق نقل گرديده و مذهب تشيع به نام مذهب جعفری و فقه تشيع به نام فقه جعفری خوانده می شود. 

  ـ عصر امام‌ صادق‌ ( ع)
عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يکى‌ از طوفانى‌ترين‌ ادوار تاريخ‌ اسلام‌ است‌ که‌ از يک‌ سو اغتشاش ها و انقلاب هاى‌ پياپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، به ويژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) رخ‌ مى‌داد ، که‌ انقلاب‌ “ابو سلمه‌” در کوفه‌ و “ابو مسلم‌” در خراسان‌ و ايران‌ از مهمترين‌ آنها بوده‌ است‌ .

و همين‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حکومت‌ شوم‌ بنى‌ اميه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از يوغ‌ ستم‌ و بيدادشان‌ رها ساخت‌ . ليکن‌ سرانجام‌ بنى‌ عباس‌ با تردستى‌ و توطئه‌ ، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حکومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ کردند . دوره‌ انتقال‌ حکومت‌ هزار ماهه‌ بنى‌ اميه‌ به‌ بنى‌ عباس‌ طوفانى‌ترين‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترين‌ دورانى‌ بود که‌ زندگى‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) را فراگرفته‌ بود .
و از ديگر سو عصر آن‌ حضرت‌ ، عصر برخورد مکتبها و ايده‌ئولوژيها و عصر تضاد افکار فلسفى‌ و کلامى‌ مختلف‌ بود ، که‌ از برخورد ملتهاى‌ اسلام‌ با مردم‌ کشورهاى‌ فتح‌ شده‌ و نيز روابط مراکز اسلامى‌ با دنياى‌ خارج‌ ، به‌ وجود آمده‌ و در مسلمانان‌ نيز شور و هيجانى‌ براى‌ فهميدن‌ و پژوهش‌ پديد آورده‌ بود .
عصرى‌ که‌ کوچکترين‌ کم‌ کارى‌ يا عدم‌ بيدارى‌ و تحرک‌ پاسدار راستين‌ اسلام‌ ، يعنى‌ امام‌ ( ع‌ ) ، موجب‌ نابودى‌ دين‌ و پوسيدگى‌ تعليمات‌ حيات‌بخش‌ اسلام‌ ، هم‌ از درون‌ و هم‌ از بيرون‌ مى‌شد .
اينجا بود که‌ امام‌ ( ع‌ ) دشوارى‌ فراوان‌ در پيش‌ و مسؤوليت‌ عظيم‌ بر دوش‌ داشت‌ . پيشواى‌ ششم‌ در گير و دار چنين‌ بحرانى‌ مى‌بايست‌ از يک‌ سو به‌ فکر نجات‌ افکار توده‌ مسلمان‌ از الحاد و بى‌دينى‌ و کفر و نيز مانع‌ انحراف‌ اصول‌ و معارف‌ اسلامى‌ از مسير راستين‌ باشد ، و از توجيهات‌ غلط و وارونه‌ دستورات‌ دين‌ به‌ وسيله‌ خلفاى‌ وقت‌ جلوگيرى‌ کند .
علاوه‌ بر اين‌ ، با نقشه‌اى‌ دقيق‌ و ماهرانه‌ ، شيعه‌ را از اضمحلال‌ و نابودى‌ برهاند ، شيعه‌اى‌ که‌ در خفقان‌ و شکنجه‌ حکومت‌ پيشين‌ ، آخرين‌ رمقها را مى‌گذراند ، و آخرين‌ نفرات‌ خويش‌ را قربانى‌ مى‌داد ، و رجال‌ و مردان‌ با ارزش‌ شيعه‌ يا مخفى‌ بودند ، و يا در کر و فر و زرق‌ و برق‌ حکومت‌ غاصب‌ ستمگر ذوب‌ شده‌ بودند ، و جرأت‌ ابراز شخصيت‌ نداشتند ، حکومت‌ جديد هم‌ در کشتار و بى‌عدالتى‌ دست‌ کمى‌ از آنها نداشت‌ و وضع‌ به‌ حدى‌ خفقان‌آور و ناگوار و خطرناک‌ بود که‌ همگى‌ ياران‌ امام‌ ( ع‌ ) را در معرض‌ خطر مرگ‌ قرار مى‌داد ، چنانکه‌ زبده‌هايشان‌ جزو ليست‌ سياه‌ مرگ‌ بودند .
“جابر جعفى‌” يکى‌ از ياران‌ ويژه‌ امام‌ است‌ که‌ از طرف‌ آن‌ حضرت‌ براى‌ انجام‌ دادن‌ امرى‌ به‌ سوى‌ کوفه‌ مى‌رفت‌ . در بين‌ راه‌ قاصد تيز پاى‌ امام‌ به‌ او رسيد و گفت‌ : امام‌ ( ع‌ ) مى‌گويد : خودت‌ را به‌ ديوانگى‌ بزن‌ ، همين‌ دستور او را از مرگ‌ نجات‌ داد و حاکم‌ کوفه‌ که‌ فرمان‌ محرمانه‌ ترور را از طرف‌ خليفه‌ داشت‌ از قتلش‌ به‌ خاطر ديوانگى‌ منصرف‌ شد .
جابر جعفى‌ که‌ از اصحاب‌ سر امام‌ باقر ( ع‌ ) نيز مى‌باشد مى‌گويد : امام‌ باقر ( ع‌ ) هفتاد هزار بيت‌ حديث‌ به‌ من‌ آموخت‌ که‌ به‌ کسى‌ نگفتم‌ و نخواهم‌ گفت‌ …
او روزى‌ به‌ حضرت‌ عرض‌ کرد مطالبى‌ از اسرار به‌ من‌ گفته‌اى‌ که‌ سينه‌ام‌ تاب‌ تحمل‌ آن‌ را ندارد و محرمى‌ ندارم‌ تا به‌ او بگويم‌ و نزديک‌ است‌ ديوانه‌ شوم‌ .
امام‌ فرمود : به‌ کوه‌ و صحرا برو و چاهى‌ بکن‌ و سر در دهانه‌ چاه‌ بگذار و در خلوت‌ چاه‌ بگو : حدثنى‌ محمد بن‌ على‌ بکذا وکذا … ، ( يعنى‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) به‌ من‌ فلان‌ مطلب‌ را گفت‌ ، يا روايت‌ کرد.)
آرى‌ ، شيعه‌ مى‌رفت‌ که‌ نابود شود ، يعنى‌ اسلام‌ راستين‌ به‌ رنگ‌ خلفا درآيد ، و به‌ صورت‌ اسلام‌ بنى‌ اميه‌اى‌ يا بنى‌ عباسى‌ خودنمايى‌ کند .
در چنين‌ شرايط دشوارى‌ ، امام‌ دامن‌ همت‌ به‌ کمر زد و به‌ احيا و بازسازى‌ معارف‌ اسلامى‌ پرداخت‌ و مکتب‌ علمى‌ عظيمى‌ به‌ وجود آورد که‌ محصول‌ و بازده‌ آن‌ ، چهار هزار شاگرد متخصص‌ ( همانند هشام‌ ، محمد بن‌ مسلم‌ و … ) در رشته‌هاى‌ گوناگون‌ علوم‌ بودند ، و اينان‌ در سراسر کشور پهناور اسلامى‌ آن‌ روز پخش‌ شدند .
هر يک‌ از اينان‌ از طرفى‌ خود ، بازگوکننده‌ منطق‌ امام‌ که‌ همان‌ منطق‌ اسلام‌ است‌ و پاسدار ميراث‌ دينى‌ و علمى‌ و نگهدارنده‌ تشيع‌ راستين‌ بودند ، و از طرف‌ ديگر مدافع‌ و مانع‌ نفوذ افکار ضد اسلامى‌ و ويرانگر در ميان‌ مسلمانان‌ نيز بودند .
تأسيس‌ چنين‌ مکتب‌ فکرى‌ و اين‌ سان‌ نوسازى‌ و احياگرى‌ تعليمات‌ اسلامى‌ ، سبب‌ شد که‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) به‌ عنوان‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( تشيع‌ ) مشهور گردد .
ليکن‌ طولى‌ نکشيد که‌ بنى‌ عباس‌ پس‌ از تحکيم‌ پايه‌هاى‌ حکومت‌ و نفوذ خود ، همان‌ شيوه‌ ستم‌ و فشار بنى‌ اميه‌ را پيش‌ گرفتند و حتى‌ از آنان‌ هم‌ گوى‌ سبقت‌ را ربودند. .
امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) که‌ همواره‌ مبارزى‌ نستوه‌ و خستگى‌ناپذير و انقلابيى‌ بنيادى‌ در ميدان‌ فکر و عمل‌ بوده‌ ، کارى‌ که‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) به‌ صورت‌ قيام‌ خونين‌ انجام‌ داد ، وى‌ قيام‌ خود را در لباس‌ تدريس‌ و تأسيس‌ مکتب‌ و انسان‌ سازى‌ انجام‌ داد و جهادى‌ راستين‌ کرد .

ـ حاکمان معاصر

همانطور که گفته شد امام بين دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امويان به عباسيان می زيست. ايشان ازميان خلفای اموی با افراد زير معاصر بود:
۱ـ هشام بن عبدالملک (۱۰۵- ۱۲۵ ه. ق)
۲ ـ وليد بن يزيد بن عبدالملک (۱۲۵-۱۲۶)
۳ـ يزيد بن وليد بن عبدالملک (۱۲۶)
۴ـ ابراهيم بن وليد بن عبدالملک (۷۰ روز از سال ۱۲۶)
۵ ـ مروان بن محمد (۱۲۶-۱۳۲)
و از خلفای عباسی نيز معاصر بود با :
۱ ـ  عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (۱۳۲-۱۳۷)
۲ ـ ابوجعفر مشهور به منصور دوانيقی (۱۳۷-۱۵۸)

نبايد تصور کرد که امام به کلی خود را از جريانات و امور سياسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترويج حقانيت خود و بطلان هيأت حاکمه بهره می برد و بدين منظور نمايندگانی را نيز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد.
عباسيان برای کسب قدرت و محبوبيت در دلهای مردم از وجهه اهل بيت پيامبر استفاده می کردند و حتی شعارشان الرضا فی آل محمّد بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پيامبر باشند و هم درميان مردم محبوبيت داشته باشند. لذا بهترين شخص در نظر عباسيان امام صادق بود.
امام صادق پيشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از ياران من هستيد نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزديک بود با اين پيشنهاد ها فريب به خورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسيان نيز هدفی جز رسيدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بيت را مطرح می کنند، صرفاً به خاطر جلب حمايت توده های شيفته اهل بيت است. امام می ديد که سران سياسی و نظامی عباسيان در خط مستقيم اسلام و اهل بيت نيستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعيت بخشد.
چنانکه در تاريخ می بينيم که چه جناياتی کردند و چه خونهايی ريختند تا پايه های عباسيان محکم گردد.
از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قيام عمويش زيد بن علی است که شکست خورد و با شهادت زيد به پايان رسيد.

ـ شهادت حضرت صادق عليه السلام

پس از به قدرت رسيدن عباسيان، همانطور که آن حضرت پيش بينی کرده بود فشار بر شيعيان افزايش يافت و با روی کار آمدن منصور اين فشار به اوج خود رسيد. امام نيز از اين فشار ها مستثنی نبود. اين دوران، يعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اوليه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوبارة آن حضرت و حرکت تشيع بود. منصور شيعيان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.
سرانجام کار به جايی رسيد که با تمام فشارها، منصور چاره ای نديد که امام صادق را که رهبر شيعيان بود از ميان بردارد و بنابراين توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن ۶۵ سالگی در سال ۱۴۸ هجری به شهادت رسيد و در قبرستان معروف بقيع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گرديد .
در زمينه فضايل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روايات و وقايع بسيار زيادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کريمانه و خلق و خوی الهی خود بسياری از افراد را به راه صحيح هدايت فرمود، به گونه ای که پيروان ديگر مکاتب و اديان نيز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.

 منابع:

سایت رشد

 www.aviny.com

89

 

تماس با ما
013-33690521
رشت، بزرگراه خلیج فارس (کیلومتر 5 جاده قزوین)
معاونت فرهنگی و اجتماعی
به روز سانی : روابط عمومی دانشگاه گیلان | pr@guilan.ac.ir
تمامی حقوق برای دانشگاه گیلان محفوظ است.