بستن
FA EN AR RU FR CHI

واکاوی منازعات قدرت های بزرگ در اوراسیای مرکزی

واکاوی منازعات قدرت های بزرگ در اوراسیای مرکزی


واکاوی منازعات قدرت های بزرگ در اوراسیای مرکزی

دانیال رضاپور دانش آموخته دانشگاه گیلان در رساله دکتری خود در رشته علوم سیاسی با گرایش روابط بین الملل به توصیفگری ژئوپلیتیک منطقه ای اورآسیای مرکزی با راهنمایی دکتر رضا سیمبر و مشاوره دکتر مهدی هدایتی شهیدانی و دکتر احمد جانسیز پرداخته است.
این پژوهش به منازعات قدرت های بزرگ در اورآسیای مرکزی در برهه زمانی پس از جنگ سرد با بررسی تطبیقی از منظر چشم اندازهای رقیب می پردازد زیرا به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان روابط بین الملل، قرن بیست و یکم را باید قرن آسیا پاسیفیک و اورآسیای مرکزی دانست که تسلط بحری و بری بر این دو منطقه می تواند آینده چینش قدرت در ساختار نظام بین الملل را تغییر دهد. همچنین ضرورت برخورداری از موقعیت سوق الجیشی بکر و وجود منابع مادی فراوان برای تبدیل شدن هر کشوری به یک قدرت جهانی باعث گردیده است تا بسیاری از کشورها با هر میزان قدرت در پی افزایش چیرگی و نفوذ خود در این منطقه باشند.
این دانش آموخته دکتری هدف از این پژوهش را بررسی دلایل داخلی بحران جمهوری های اورآسیای مرکزی و تببین منازعات قدرت های بزرگ در این سازه ژئوپلیتکی بیان می دارد و در این راستا سوالی که مورد آزمون قرار داده می شود این گونه است که دلایل بروز منازعات میان قدرت های بزرگ در اورآسیای مرکزی چیست؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که از دلایل بروز منازعات در اورآسیای مرکزی (در این پژوهش شامل: مناطق آسیای مرکزی و قفقازجنوبی، یکی از جمهوری های اروپای شرقی« اوکراین») رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ منطقه ای و فرامنطقه ای در اوراسیای مرکزی پس از جنگ سرد بوده است.
یافته های پژوهش نشان می دهد که ایالات متحده برای تداوم حضور خود در منطقه باید اروپایی ها را وادار به حضور قدرتمند خود در منطقه کند و از ابتکار عمل اتحادیه اروپا مخصوصا در قبال قفقاز جنوبی و بحران اوکراین حمایت کند. اروپایی ها جزو کشورهایی هستند که به دلیل دریافت منابع انرژی از این منطقه منافع مستقیمی به دست می آورند.از طرف دیگر مخالفت با حضور مداوم ایالات متحده و اتحادیه اروپا در اورآسیای مرکزی، اساس و پایه اصلی همکاری چین و روسیه مخصوصا درآسیای مرکزی می باشد . بنابراین می توان گفت اورآسیای مرکزی در حال حاضر کانون دو نیروی مخالف از سوی شرق با محوریت روسیه و همکاری چین و از سوی غرب با محوریت آمریکا و همراهی اتحادیه اروپا و ناتو است. اگرچه برآیند نیروهای وارده بر این منطقه در حال حاضر کفه جبهه شرق را بیش از کشورهای غربی و در راس آن آمریکا تقویت کرده است ، اما نمی توان تاثیر نیروهای وارده بر غرب را نیز در این منطقه نادیده گرفت.
این پژوهش براساس روش تبیینی و از چشم انداز نظریه ژئوپلیتیک و با بهره گیری از گردآوری داده ها و شواهد به شیوه کتابخانه ای مورد بررسی قرار گرفته است.

آدرس کوتاه :