به مناسبت هفته ملی جمعیت، روابط عمومی دانشگاه گیلان گفتوگویی با دکتر محمدامین کنعانی، عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی و متخصص جمعیتشناسی، انجام داد تا به واکاوی عمیقتر یکی از کلیدیترین مباحث امروز جامعه بپردازد. این گفتوگو که با هدف روشنسازی ابعاد جمعیتی، از روندها و چالشها تا اهمیت سیاستگذاریهای آگاهانه انجام شده، دریچهای است به سوی درک بهتر آیندهای که جمعیت امروز ما رقم میزند.
🔷 گیلان پیرترین استان کشور است؛ ریشههای این سالمندی جمعیت چیست و چه پیامدهایی برای آینده استان دارد؟
اصطلاح پیری جمعیت بیانگر دگرگونی ساختاری در جمعیت است. زمانی که سهم جمعیت کمتر از 15 ساله کاهش مییابد ساختار جمعیت از جوانی به سالخوردگی میل میکند. ساختار جمعیت به مانند حجم آن تحت تأثیر سه عامل موالید، مرگ و میر و مهاجرت است. در این میان نقش میزانهای موالید به مراتب تعیین کنندهتر است. از اواسط دهه 1360 میزانهای موالید در کل کشور رو به کاهش گذاشت. این روند کاهشی در سرشماریهای سال 1370 و 1375 مشهود است. این کاهش در استان گیلان نسبت به بسیاری از استانهای دیگر هم اندکی زودتر آغاز شده و هم شدیدتر بوده است.
اگر بخواهیم ریشههای این واقعیت را درک کنیم، باید به عواملی که میتوانند بر روی تمایلات باروری جمعیت اثر گذار باشند توجه کنیم و این بحثی بسیار مفصل و چند رشتهای و بین رشتهای است. از یک طرف میتوان به اثر کاهش مرگ و میر بر اساس دیدگاههای جمعیتشناختی اشاره کرد و از طرف دیگر به تحولات و شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... بر اساس دیدگاههای سایر رشتههای علمی.
بر مبنای نظریه گذار جمعیتی، زمانی که میزانهای مرگ و میر کاهش یابد پس از مدتی میزانهای موالید نیز کاهش مییابد و در سطحی پایین به تعادل می رسند. با آغاز کاهش میزانهای موالید و در نتیجه این جریان در اواخر این دوره سالخوردگی جمعیت فرا میرسد. متاسفانه در استان گیلان به دلیل شدت کاهش میزانهای موالید، آمارهای دو سال اخیر نشان دهنده پایینتر بودن میزانهای موالید از میزانهای مرگ و میر است و اگر این وضعیت تداوم یابد، سال 1403 را میتوان زمان آغاز رشد منفی جمعیت در این استان دانست.
اما باید توجه داشت که این تغییرات ساختاری در جمعیت بی ارتباط با تغییرات در سایر عرصههای ساختاری جامعه نیست و این تغییرات را میتوان در سایر عرصههای زندگی در جامعه ایران و به ویژه تحولات در شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... میتوان مشاهده کرد.
🔷 نرخ باروری در گیلان سالهاست زیر سطح جانشینی است؛ مهمترین موانع فرزندآوری در استان از نگاه شما چیست؟
نه تنها استان گیلان، بلکه تقریبا تمامی استانهای کشور (به غیر از یکی دو مورد) از اوایل دهه 1380 باروری زیر سطح جانشینی نسلی را تجربه کردهاند. مهمترین موانع این روند را، همانطور که در بالا اشاره گردید، میتوان در تغییر شرایط زندگی در ایران دانست. از منظر اقتصادی، مهمترین عامل کم فرزندآوری نابسامانیهای اقتصادی در کشور بعد از پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. بعد از پایان جنگ مردم که انتظار بازسازی و سازندگی کشور به ویژه در عرصه اقتصادی را داشتند به دلایل مختلف و به ویژه در اثر تحریمهای اقتصادی و مشکلات مدیریتی در کنترل این تحریمها شاهد افزایش افسارگسیخته تورم قیمتها و فشار مالی و اقتصادی به مردم از یک طرف و عدم اشتغال زایی مناسب به ویژه برای قشر جوان از طرف دیگر بودهاند.
علیرغم نابسامانیها و ناتواناییهای اقتصادی در کشور، از منظر فرهنگی در این دوره شاهد گسترش تحصیلات در سطوح عالی بودهایم. اگرچه در ابتدای دهه 1360 و با آغاز بازگشایی دانشگاهها پس از انقلاب فرهنگی سهم اندکی از جوانان میتوانستند راهی دانشگاهها شوند با پایان این دهه این سهم برای جوانان به شدت افزایش داشت. علیرغم انتقادات فراوانی که نسبت به این شیوه گسترش آموزش عالی مطرح است اما میتوان این افزایش را از جمله موفقیتهای بزرگ کشور در چند دهه اخیر دانست. بر طبق اکثر تحقیقات، رابطهای بسیار نزدیک و منفی بین میزان تحصیلات دانشگاهی و میزانهای موالید وجود دارد.
از طرف دیگر این تغییر در میزانهای تحصیلات تقاضا برای اشتغال جوانان را افزایش داد و عدم هماهنگی در ساختار اقتصادی به ویژه در زمینه ایجاد اشتغال و ساختار فرهنگی در ایجاد تقاضا برای اشتغال را میتوان از مهمترین موانع فرزندآوری در دهههای اخیر دانست. از منظر فرهنگ عمومی جامعه ایران، اشتغال پیشدرآمد ازدواج، تشکیل خانواده و در نتیجه فرزندآوری است.
🔷 سیاستهای جمعیتی کشور در سالهای اخیر چه نقاط قوت و ضعفی داشتهاند و چرا اثرگذاری آنها در استانهایی مثل گیلان کمتر بوده؟
مهمترین رکن هر سیاستی توجه به ارتباط بین عوامل و زمینههای شکلدهنده مسئلهای است که برای آن سیاستگذاری و برنامهریزی صورت میگیرد. صرفاً با قانونگذاری و بدون توجه به زمینههای اجرایی آن قانون مسئله حل نخواهد شد. قانونگذاری برای بازگرداندن جوانی به جمعیت کشور نیز خارج از این قاعده نخواهد بود. از طرف دیگر، ارتباط بین بخشی، به ویژه ارتباط بین دانشگاه و نهادهای سیاستگذار، نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
🔷 پیامدهای ادامه روند کاهش جمعیت جوان در گیلان برای دانشگاهها، بازار کار و نظام رفاه اجتماعی چیست؟
با آغاز کاهش میزانهای موالید به تدریج و در فاصلههای زمانی خاص جامعه شاهد کاهش تقاضا برای نیازمندیهای جمعیتی خواهد بود. زمانی که متولدین نسل تحدید موالید به سنین تحصیلات عالی میرسند تقاضا برای برخی رشتههای دانشگاهی کاهش پیدا میکند. همانطور که در سالهای اخیر شاهد بودهایم بسیاری از رشتههای دانشگاهی به دلیل کاهش تقاضا برای آن رشته ها در معرض تعطیلی قرار گرفته اند. این کاهش تقاضا در مورد اشتغال و بازارکار نیز با فاصله زمانی رخ خواهد داد.
🔷 برای بازگشت پویایی جمعیتی در گیلان چه راهکارهای عملی و بومیشدهای پیشنهاد میکنید؟
اگر منظور از پویایی جمعیت در اینجا افزایش فرزندآوری به سطح جانشینی نسل است، مهمترین راهکار میتواند ایجاد شرایط لازم برای تأمین نیازهای جمعیتی بر حسب دورههای زندگی آنها باشد. همانطور که در بالا اشاره گردید، در جامعه ایران از نظر فرهنگ عمومی اشتغال و دارا بودن درآمد مکفی پیشدرآمد ازدواج و فرزندآوری است.
🔷 نقش دانشگاهها، بهویژه دانشگاه گیلان، در فرهنگسازی جمعیتی و ارتقای سواد جمعیتشناختی جامعه چیست؟
مهمترین وظیفه دانشگاه در زمینه فرهنگ سازی آموزش دانشگاهی است. آموزش در دو حوزه تخصصی و عمومی صورت میگیرد. در حوزه دروس عمومی میتوان با بازگرداندن درس «دانش خانواده و جمعیت» به متولی متخصص این درس یعنی گروه جامعه شناسی گامی اساسی در حوزه فرهنگ سازی انجام داد.
